تبلیغات
وبلاگicon
☆سرزمیـن رمـان کـره اے☆ - lovelight _ p8
☆سرزمیـن رمـان کـره اے☆
دیگه ببخشید دیر شد
...
بفرما ادومه
کوکی:آرا دیگه...تصادف کرده
جین:چ جوری؟با چی؟
کوکی:ماشین دیگه...سوال داره؟
جین:خوب الان کجاس؟
نام جون:اتاق عمل...
جین:تازه بردنش؟
نام جون:ی نیم ساعتی میشه
جین سرشو ب علامت باشه تکون دادو رو صندلیه کنار کوکی نشست و شوگا و جی هوپم کنارش
بینشون سکوت بود و هیچ کسی حرفی نمزد 
ک یهو دکتر از اتاق عمل اومد بیرون نام جون ک دید دکتر اومده بیرون خیلی سریع از رو صندلی بلند شد و ب طرف دکتر رفت
نام جون:چی شد؟حالش خوبه؟
دکتر:نگران نباشید خداروشکر خطر از سرش رف شد ولی...
نام جون با تعجب گفت:ولی چی؟
دکتر:ب سرش ضربه ی محکمی خورده...شاید برای همیشه یا برای ی مدتی فرموشی بگیره
وقتی دکتر اینو گفت همه تعجب کردن و نام جون با اعصبانیت گفت:ینی چی فراموشی بگیره؟
دکتر:گفتم ک...
نام جون یقه ی دکترو گرفتو گفت:شما چ جور دکتری هستین ک نمیتونین خوبش کنید؟هان؟
و جینو جی هوپ اومدن دست نام جونو گرفتن و ی قدم بردنش عقب تر 
نام جون:چی کار میکنی؟ینی چی؟
جی هوپ سرشو روب نام جون کردو گفت:عهههههه چی کار میکنی؟(و سرشو رو ب دکتر کرد)اقای دکتر واقعا ببخشید ی کم اعصبانی شده
دکتر:چیزی نیس و ب راهش ادامه داد
بعد از چن دقیقه در اتاق عمل باز شد و جیمین ک رو تخت دراز کشیده بودو آوردنش بیرون وقتی بچها دیدن دارن جیمینو میارن بیرون دوییدن ب طرفش و دیدن بیهوشه و بردنش تو اتاقش
پرستار جلوی در ایستادو جلوی بچه ها رو گرفتو گفت:شما الان نمیتونید داخل شید
نام جون ینی چی؟
پرستار:الان نمیتونم راتون بدم چون دکتر داخله
نام جون:پس ما کی میتونیم بریم؟
پرستار صداشو نسبتا بالا بردو گفت:من نمیدونم آقا شما هرموقع ک دلتون میخواد بیایید پیش ایشون ولی الان نمیتونید برید
جی هوپ:یاااا...بسه خانم شما میتونید ب کارتون برسید
وقتی جی هوپ این حرفو زد پرستار برگشت و در اتاقو بست
جی هوپ:چته تو؟؟؟چی کار میکنی؟؟؟
نام جون:نمیدونم دیگه تعادلم دست خودم نیس
جی هوپ:سعی کن دست خودت باشه و گرنه کار دست خودت میدیا
نام جون برگشتو رفت رو صندلیه روب روی در نشست...
ک ی دفه وی اومد
و وقتی ک میدویید پاهاش محکم رو زمین میخورد و این صدا توجهه همرو ب خودش جلب میکرد
شوگا:چته؟؟؟چرا این قد تن تن میایی؟
وی:کجایید دوساعت دارم دونبالتون میگردم؟
نام جون:همین جا
کوکی با زیر چشمی ویو نیگا کردو گفت:کجا بودی؟
وی بدون این ک ب کوکی نگا کنه گفت:رفتم ماشینو بزارم
و بغل شوگا نشست...
وی:چی شد جیمین؟
جی هوپ:چ عجب تو یادت موند جیمین مرضه خخخ
وی:مرض بگیری...بگید ببینم
نام جون همه ی قضیه رو براش توضیح داد و وی گفت:ینی فراموشی میگیره؟
نام جون:شاید...بدبختانه
وی:ولی ب نفع یکی میشه!!!
همه تعجب کردنو ب وی نگا کردن
جی هوپ تو دلش گفت:چی کار میخواد بکنه؟نکنه بگه؟وای خدا(و قلبش با صدای خیلی زیاد میزد
وی:خخ همین جوری گفتما...اه...شما هم شوخی حالی تون نمیشه؟
نام جون:اون چ حرفیه؟آخه؟ پسره ی دیوونه
وی:خخ...گفتم حالو احوالتون عوض شه...
جی هوپ ی اوف بلندی کشید و ی صندلی تکیه داد
شوگا:چی شد؟
جی هوپ:ها...هیچ
و ی لحظه همشون ساکت شدن و نام جون این سکوتو شکوند و گفت:چرا نمیان بیرون آخه...اه
وی:صبر داشته باش دیگه...
نام جون:دیگه چ قد؟
وی:زیاد
نام جون:کوکو...چرا ساکتی؟
کوکی از فکرش درومدو گفت:ها...با من بودی؟
نام جون:کجایی؟تو فکر بودی؟
کوکی:هیچ
وی:ولش کن دیگه بزار تو افکار خودش باشه
جی هوپ:یا...بیچاررو اذیتش نکنید
کوکی از تو درونش داشت آتیش میگرفت و تو دلش گفت:آخه چرا من عاشق اون شدم؟؟؟مگه اون چی داشت؟خدایا ی کاری کن دیگه فراموشش کنمو اشک از چشماش ریخت 
جی هوپ اشکاشو دیدو اروم تو گوش کوکی گفت:یا...پسر چی کار میکنی؟داری بخاطر اون گریه میکنی؟
کوکی:تو از کجا میدونی؟
جی هوپ:مث این ک من راز دارشما
کوکی:من چی کار کنم؟خیلی دوسش دارم نمیتونم فراموشش کنم
جی هوپ:الان همه شک میکنن بزار رفتیم خونه حرف میزنیم...باشه؟حالا اشکاتو پاکش کن
کوکی اشکاشو پاک کردو اروم رو صندلیش تکیه داد



چ طور بود؟



طبقه بندی: love light، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 خرداد 1394 توسط ze!nabv | نظرات()
What do you do for a sore Achilles tendon?
شنبه 25 شهریور 1396 07:12 ب.ظ
Do you have a spam issue on this site; I also am a blogger, and I was wondering your situation; many of us have developed some nice procedures and we are looking to swap solutions with other folks, why not shoot me an e-mail if interested.
http://scarlettalexy.hatenablog.com
سه شنبه 17 مرداد 1396 08:51 ق.ظ
I quite like looking through a post that will make people think.
Also, thanks for permitting me to comment!
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 09:00 ب.ظ
I really like reading through a post that will make men and women think.

Also, many thanks for allowing me to comment!
Golsa.sg
دوشنبه 26 مرداد 1394 10:01 ب.ظ
این قسمت هم عالی بود
پاسخ ze!nabv : مرسی عشقم
Ranseop
یکشنبه 31 خرداد 1394 07:33 ب.ظ
الهی بیچاره جیمین منتظر پارت بعدیم زودی بزار
عالی بود
پاسخ ze!nabv : باوشه...تازه امروز گذاشتما...
خواهم گذاشت
Ranseop
یکشنبه 31 خرداد 1394 07:33 ب.ظ
جین بازم لال مونی گرف
پاسخ ze!nabv : خخ
اره...
Ranseop
یکشنبه 31 خرداد 1394 07:32 ب.ظ
کــــــــــوکی چشه؟عاشق کـیه؟
پاسخ ze!nabv : خواهی فهمید
sarina
یکشنبه 31 خرداد 1394 06:38 ب.ظ
خیلی خوب یود اجی .....قسمت بغدی رو زودی بذار منتظرم ...
کوکی عاشق گیه ؟؟؟؟؟
پاسخ ze!nabv : خواهش...باوشه خواهم گذاشت
میفهمی حالا
خبر رسان
یکشنبه 31 خرداد 1394 06:31 ب.ظ
سلام
میتونید جدیدترین اخبار و مطاب فارسی رو رایگان تو وبلاگتون نمایش بدید
http://vazeh.com/javacode.html
حمید
یکشنبه 31 خرداد 1394 05:35 ب.ظ
عزیزم تا حالا یه لیست جالب از متنوع ترین وبلاگ ها رو داشتی؟ می خوای ببینی؟ کافیه بهم سر بزنی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
درباره وبلاگ
به بهترین وبلاگ رمان كره ای ازJ.F.Lخوش آمدید.....
امیدوارم لحظات خوبی رو دروبلاگ ماسپری كنیدوازسبك رمان هامون نهایت لذت روببرید.
اگردرخواستی داشتیددرپست ثابت اطلاع بدهید....
برای تبادل لینك ابتدامارو باهمین اسم لینك كنیدوبه مااطلاع دهیدتابعدماشمارو لینك كنیم.
باتشكر
J.F.L Fighting












» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
نظر سنجی
» از قلم کدوم نویسنده بیشتر خوشتون میاد!؟









پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :