تبلیغات
وبلاگicon
☆سرزمیـن رمـان کـره اے☆ - Never VIP Land EP1 part 2
☆سرزمیـن رمـان کـره اے☆



*غرب کاخ نورلند *

ایلای السلطنه پا روی پا گذاشته و در حال نوش جان کردن میوه های تابستانی بود ... آهی کشید و گفت :

_ دلمان خلوت میخواهد. پاشا نمیشود حال خلوت داشته باشیم ؟

کی بوم پاشا لبخندی زد :

_ سلطانم تا شب باید صبر کنید

ایلای السلطنه نگاهی به ساعت انداخت :

_ یا خدایان ! یعنی ما باید 12 ساعت دیگر صبر کنیم ؟؟؟ از صبر با ما سخن نگو پاشا 11 ماه کم نیست ! کنیز منیز جدید نیامده ؟

پاشا : خبر ندارم سلطانم ! فقط چند ساعت است بازگشته ایم .

_ ما خلوت میخواهیم !

پاشا : سلطانم ترتیبش را برای شب میدهم ! کدام خاتون شرف یاب حضورتان باشند ؟

_  من الان میخوام ... برو ببین کنیز جدید نیاوردن ! قبل از اینکه بابام صاحب بشه یه خوشگلشو بیار برام

پاشا : سروم ساعت 9 صبح است سلطان هایمان ممکن است شرف یاب شوند تا شب صبر کنید حال باید به دیدن ملکه بروید

_ سر قبر من شرف یاب شوند به یاری خدایان ... یعنی ولیعهدیم یعنی حرفمان برو و بیا دارد آن وقت برای یک خلوت باید 12 ساعت دیگر صبر کنیم ... خدایان نورلند موقع توضیع شانس کجا بودند که مارا جا انداختند ؟ به غرقی خان بگو یک کنیز زیبا به سلیقه ی مادرمان برای امشب محیا کنند

پاشا : چشم سلطانم !

سرباز :سرورم  سلطان هایمان آمده اند . اجازه ی شرف یابی میخواند

_ بگو بیایند

رز بانو جلو آمد و ایلای السلطنه را در آغوش کشید :

_ دلمان برایتان تنگ شده بود برادر ... شرح جنگ را با ما گویید

ایلای السلطنه پیشانی رز بانو را بوسید :

_ چه بگویم خواهر ماه رویم ؟! همین که زنده مانده ایم جای شکرش باقیست سردار دلاورمان کیساپ الدوله با سربازان بازمانده تا فردا میرسند

رز بانو با خوشحالی :

_ زنده است ؟؟؟ وای خدایان نورلند را هزار مرتبه سپاس و ستایش که چنین سردار دلاوری هنوز در خدمت برادر دلاور و پدر قدارمان است

زیبا بانو جلو آمد گونه ی ایلای السلطنه را بوسید :

_ خدایان را شکر و سپاس که شمارا نزد ما باز فرستادند . استاد ما چه طور است ؟

ایلای السلطنه : ممنون خواهرم ! استادتان در صحت و سلامت کامل به سر میبرند حال هم حتما نزد سرورمان در حال ترجمه نامه هایی هستند که از فرنگ رسیده . خواهرانم به کسی نگویید ولی پدر باز هم مقلوب شد ...

رز بانو با اضطراب :

_ پس الماس قاشوقی ؟

ایلای السلطنه : قرار شده است دانگو میرزا از دهکده ای به نام چین برای مادر بیاورد ... مبادا به مادر چیزی بگویید اگر یوری خاتون بفهمند پسرشان دست به چینین کاری زده برادرمان را زنده نمیگزارند

زیبا بانو آهی کشید:

_ در قبالش چه چیز میخواهد ؟ من دانگو را میشناسم برای رهایی پدر چنین کاری را نکرده

ایلای السلطنه : باید خدایان را سپاس گذار باشد که با این سن و سالش توانست از آمدن به جنگ فراغ گزیرد ! تهفه با ارزش تر از این ؟  به دیدن مادر نرفته ام . بیایید برویم

زیبا بانو خیلی آروم در گوش رز بانو گفت :

_ دیدی بازم بابا شکست خورد ! منکه گفتم خبری از تهفه مهفه نیست

 




طبقه بندی: Never VIP Land،  ..............✫✪✩✪✫............. ✪✫رمان های جنـــایی✪✫، 
برچسب ها: Never VIP Land،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 تیر 1394 توسط ZłBλ ŁEE EU$EBłØ | نظرات()
How you can increase your height?
یکشنبه 26 شهریور 1396 12:53 ق.ظ
That is very interesting, You are a very professional blogger.
I have joined your rss feed and sit up for looking for extra of your fantastic post.
Also, I've shared your site in my social networks
What causes burning pain in Achilles tendon?
پنجشنبه 2 شهریور 1396 11:23 ق.ظ
I am actually glad to glance at this website posts which includes tons of useful
data, thanks for providing these statistics.
http://odiliamoldrem.hatenablog.com/archive/2016/02/25
سه شنبه 17 مرداد 1396 10:26 ق.ظ
Hi, i feel that i saw you visited my web site so
i got here to return the want?.I'm trying to in finding issues to improve my web site!I guess its good enough to
use some of your concepts!!
BHW
دوشنبه 28 فروردین 1396 07:55 ق.ظ
Howdy! This article could not be written any better! Looking through this article reminds me of
my previous roommate! He constantly kept preaching about this.
I will forward this article to him. Fairly certain he will have a great read.
Many thanks for sharing!
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 04:00 ب.ظ
Have you ever thought about creating an e-book or guest authoring
on other sites? I have a blog centered on the same topics you discuss and would really like to have you share some stories/information. I know
my readers would enjoy your work. If you are even remotely interested, feel free to shoot me an e mail.
Ranseop
سه شنبه 2 تیر 1394 01:38 ق.ظ
خاک بر سر برادرمان نیامده خلوت میخواد خاک بر سر شرممان آمد
تا درودی دیگر بدرود زیبا بانو
احترامم
پاسخ ZłBλ ŁEE EU$EBłØ : بدرود رز بانو خخخخ
Ranseop
سه شنبه 2 تیر 1394 01:38 ق.ظ
و از همه مهمتر برادر گرامیمان و پدر دروغگویمان
این پارت بسی کم بود اما باحال
پاسخ ZłBλ ŁEE EU$EBłØ : زیاد بود دیگه ععععع
Ranseop
سه شنبه 2 تیر 1394 01:37 ق.ظ
خدا را صد مرتبه شکرکه کیساپ عزیز الدوله دلاور شجاع قوی زنده است(عا پس چی جون گربه داره7روح)
پاسخ ZłBλ ŁEE EU$EBłØ :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
درباره وبلاگ
به بهترین وبلاگ رمان كره ای ازJ.F.Lخوش آمدید.....
امیدوارم لحظات خوبی رو دروبلاگ ماسپری كنیدوازسبك رمان هامون نهایت لذت روببرید.
اگردرخواستی داشتیددرپست ثابت اطلاع بدهید....
برای تبادل لینك ابتدامارو باهمین اسم لینك كنیدوبه مااطلاع دهیدتابعدماشمارو لینك كنیم.
باتشكر
J.F.L Fighting












» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
نظر سنجی
» از قلم کدوم نویسنده بیشتر خوشتون میاد!؟









پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :