تبلیغات
وبلاگicon
☆سرزمیـن رمـان کـره اے☆ - Roses Life-EP 3
☆سرزمیـن رمـان کـره اے☆
پـــــارتـ 3

امروز برام مهمترین روزه ....

دیگه کم  کم دارم به هدفم نزدیک میشم

مدت  زیادیه که دارم برا این روز تلاش میکنم

امروز روز افتتاح شرکت گل رز هستش ...

شرکتی که برا هیمچان ساختم

وبی .. چه فایده که کنارم نیست که ببینه ...

از صبح زود اومده بودم شرکت و سرم حسابی شلوغه ..توی این چند روزه گایون رو هم کمتر دیدم ...حس میکنم که از شب تولدش تا حالا نمی خواد زیاد باهام روبرو بشه ...
اما ...خب اشکالی نداره شاید اینطور براش بهتر باشه ....

منشی : اقای لی شخصی که برای استخدام بهتون گفته بودم الان تشریف اوردن بگم بیان خدمتتون ؟؟
با سر تایید میکنم ....و خودمو مشغول پرونده ها و برگه های روی میز میکنم ...

صددای باز و بسته شدن در اتاق رو میشنونم اما سرمو بلند نمی کنم که ببینم کیه منتظر بودم که خودشو معرفی کنه ....

:- سلام اقای لی ..من کوین وو هستم .. برای استخدام ....

سرمو سریع بلند کردم و خیره نکاش کردم .....یعنی چشمام درست میدید ؟؟

کسی ...که الان روبروم ایستاده بود کوین بود ؟؟؟

داشتم از خوشحالی بال درمیاوردم ..اینقدر خوشحال بودم که نمی دونستم جیکار کنم

فقظ داشتم خیره نگاش میکردم ...بالاخره بعد از چند سال دوباره تونستم ببینمش ....

از جام بلند میشم و میرم سمتش ....می خواستم بغلش کنم و تو بغلش ساعت ها گریه کنم ...

می خواستم که بعد از سال ها زبون باز کنم و باهاش درد و دل کنم اما ممانعت کرد ...

کوین : کیساپ ..تو ...تو ...

دیگه چیزی نگفت و از اتاق خارج شد ....

میخواستم برم دنیالش اما انگار پاهام سست شده بود ..تمام توانم رو جمع کردم و دویدم دنبالش ...
از دستش میگیرمش و مانع حرکتش میشم ...

من یه بار دیگه نمی خواستم از دستشون بدم ...

حالا که کوین رو پیدا کردم صدرصد کانگ جون رو هم می تونم پیدا کنم ..کوین میدونه که اون کجاست

کوین : چی میخوای هااا ؟ طوری که دارم میبینم خوب زندگی برا خودت درست کردی ..حسابی هم کهه داره بهت خوش میگذره پس دیگه از جون ما چی میخوای ؟؟؟؟؟ تو سر تو
زندگی خودت باشه .... چرا چند سال پیش به فکر ما نبودی .....

اینا رو داشت با عصبانیت و گریه میگقت ...

من تحمل گریه ی دوستام رو نداشتم ..

 رفتم سمتش که بغلش کنم که یدقعه حس کردم نصف صورتم بی حس شد ....

مات و مبهوت فقط کوین رو مگاه میکردم ....

کوین : تو همیشه به فکر خودتی ...

زندگی ما رو هم خراب کردی .. ازت بــــــــــــــــــدم میاد ...

و .. منو با یه عالمه حرف که تو دلم تلنبار شده بود تنها گذاشت ....
میخواستم بگم نـــــــــــــرو ...
میخواستم بگم که من پشیمـــــــــــــــــونم و میخوام جبران کنم اما به حرفام گوش نداد
 رفت
دلم برا برا جمع 4 نفرمون تنگ شده بود ...

دلم  خنده های کوین ..

 دیونه بازیای کانگ جون و مهربونیه هیمچان رو می خواست ..

اما دیگه هیچکدوم از اینا نبودن .....

رو زانوام افنادم و تا می نونستم گریه کردم و داد زدم ....

مردم اطرافم داشتم چپ چپ نکام میکردن اما هیچی  دیگه برام مهم نبود ......

جلو چشمام تار شده بود و حس میکردم روحم داره از بدنم جدا میشه ...

 صداهای اطرافم نامفهوم و کم کم چشمام بسته شد .....
*
*
*
چشمامو اروم باز کردم حس کردم تو مکان اشنایی هستم...

اطرافمو که نکاه کردم فهمیدم  اتاق خودمه ....

گایون : کیساپ خوبی ؟؟؟ یدفهعه چی شد که حالت بد شد ؟؟؟؟؟

چیزی نگفتم و فقط به گلدون گل رز کنار پنجره خیره شدم .....

گایون : اون کی بود که جرعت کرد یه سیلی بزنه تو گوشت ؟؟؟؟

پتو رو میکشم رو صورتم تاا شاید بفهمه و  تنهام بذاره و با این همه سوال پرسیدن دیونم نکنه.....

گایون : اره بازم مثل همیشه هیچی نگو ..بازم مثل همیشه در و دیوار رو نگاه کن ...

 اصلا به درکــــــــــــــــ

و از اتاق رقت بیرون ....

هیچکیی منو درک نمیکنه ...

 دیگه خسته شدم از این دنیای مزخرف ..

دوست دارم هر چی زودتر چشمام رو به این دنیا ببندم .....

دیکه هر چقدر سعی کردم بخوابم نتونستم ....

به ساعت یه نگاه انداختم ساعت 4 بعداظهر بود.. جشن افتتاحیه ساعت 6 بود

از جام بلند شدم یه دوش گرفتم و بهترین کت و شلواری رو که داشتم پوشیدم....

از اتاق که خارج شدم گایون رو تو خونه پیدا نکردم کلا این دختر امروزا مشکوک شده بود

به احتما زیاد رفته سالن جشن رو چک کنه ....






طبقه بندی: Roses Life، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 تیر 1394 توسط sari na | نظرات()
cindatooks.hatenablog.com
سه شنبه 17 مرداد 1396 09:06 ق.ظ
These are truly great ideas in regarding blogging. You have
touched some nice factors here. Any way keep up wrinting.
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 03:38 ب.ظ
It's hard to find well-informed people for this topic, but you sound like you know what you're talking about!
Thanks
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
درباره وبلاگ
به بهترین وبلاگ رمان كره ای ازJ.F.Lخوش آمدید.....
امیدوارم لحظات خوبی رو دروبلاگ ماسپری كنیدوازسبك رمان هامون نهایت لذت روببرید.
اگردرخواستی داشتیددرپست ثابت اطلاع بدهید....
برای تبادل لینك ابتدامارو باهمین اسم لینك كنیدوبه مااطلاع دهیدتابعدماشمارو لینك كنیم.
باتشكر
J.F.L Fighting












» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
نظر سنجی
» از قلم کدوم نویسنده بیشتر خوشتون میاد!؟









پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :