تبلیغات
وبلاگicon
☆سرزمیـن رمـان کـره اے☆ - Vampire Lover's/EP 3
☆سرزمیـن رمـان کـره اے☆
پـــارت سومــــــ


سارینا


با صدای زنگ گوشیم بلند شدم

همونطور که خوابالوده  بودم سرمو بلند کردم

-:یابوسیو...؟

رز:الو...هنـوز خوابی؟؟؟؟

-:چرا؟؟

رز:مگه نگفتی حالا میام....

یکم به مخم فشار آوردم

(گذشته)

رز:سارینا؟؟سارینا؟؟سـارینـا؟

-:ها ها؟چی شد؟

رز:چیزی نشد کلاس داریم دو ساعت دیگه پاشو ...

-:اوووووووو...باشه بلند میشم

(حال)

از جا پریدم

-:چـی شد حالا؟؟کلاس شروع شد؟؟؟ وای گذشت؟؟

رز:چند مین دیگه شروع میشه زود خودتو برسون روز اول دانشگاه و مادمازل خواب..

سارینا:دارم میام..

رز:نمی خواد جلق ولق کنی با کله بیا..همین

با بوق و قطع شدن تماس مواجه شدم

با کله رفتم تو ساکم

پوووووووف

کاش اینارو مرتب میکردم

لباسارو پشت سر هم مینداختم رو زمین

پووووف

ساری عجله کن خب چرا چیزی باب دلم نیس

آها اینا خوبن

یه شلوار لی تنگ با بلوز اسپورتی سفید رو پوشیدم

کفش اسپورتمو پام کردم

موهامو بالا بستم و همونطور که یه سیب تو دهنم بود رفتم طرف کیفم و کتابامو جا دادم

-:اوووووه...داره دیرم میشه...

زود از خونه خارج شدم

کسی خونه نبود

خب چرا کسی منو بیدار نکرد

اه...

نگا نگا..

چقدر بد تیـــپم

با سرعت به خط واحد رسیدم و سوار اتوبوس شدم

آخیـــــــــش

جایی برای نشستن نبود یه جا ایستادم و منتظر موندم

چیزی طول نکشید و رسیدم

وای که چقدر این دانشگاه زیباست

اصلا حواسم به جایی نبود فقط واسه خودم شاد و شنگول طرف در سالن دانشگاه حرکت میکردم

یکدفعه خوردم به یکی

-:اویی....

سرمو بالا بردم

چی میبینم

یه پسر بود

مثل اینکه لیوان قهوه تو دستش بود اما حالا بخش زمین و پیراهنش کثیف

با بی تفاوتی مثل مجسمه نگام میکرد

تصمیم گرفتم مودبانه رفتار کنم

خم شدم

-:معذرت میخوام...حالتون خوبه؟

شونه هاشو بالا پایین کرد و بدون حرفی رفت

عجـــب

حرف بدی زدم

رز:سارینا..

-:اا..اینجایی ببخشید داشتم راه میرفتم بعد از بی حواسی خوردم به اون پسره

و سریعا به طرفی که اون پسر رفت اشاره کردم

رز:کدوم پسر..من کسیو نمیبینم..

سرمو چرخوندم..

عـجب

-:اینکه تازه اینجا بود...

رز:مهم نیست...بریم سر کلاسمون..حالا بیولوژی داریم..

سارینا:باش...

سر کلاس رفتیم

همیشه ردیف های بالا میشینم

داشتم جزوه هارو مینوشتم و نکات استادو گوش میدادم

خیلی درسمو جدی میگیرم

سرمو چرخوندم که پاکن رو از اونطرف میز بردارم

یکدفعه چشمم به همون پسره خورد که توی سالن بش خودم

با تعجب بش خیره شدم

این کیی اومد؟؟؟

یکدفعه زیر چشمی بهم خیره شد

هول شدم سرمو چرخوندم

به کارم ادامه دیدم

متوجه شدم اصلا پیراهنش کثیف نبود

اصلا بگو این بشر چیزی مینوشت

فقط یه کتاب جلوش گذاشته بود

صاف نشسته بود و به استاد نگاه میکرد

می خواستم ببینم ساعت چنده ولی گوشیم خاموش شده بود

پووف

این رز هم که جلو نشسته بود نمیشد از این زاویه بهش بگم

تصمیم گرفتم از این پسره بپرسم

کار بدی که نیست

سرمو طرفش چرخوندم

-:ااممم..ببخشید..

یکدفعه کلاممو قطع کرد

-:11:02

-:ها؟....بله...مرسی..

ویــــــــی این چرا اینطور

مردم سئول نورمال نیستن یا بچه های دانشگاه زیادی مخن

بعد پایان کلاس کتابامو تو بغلم گرفتم

اون پسره سریعا از جاش بلند شد و جلوتر من شروع به حرکت کرد

پشت سرش راه میرفتم

رز از پایین بهم اشاره کرد که بیرون میره

منم که حواسم به رز بود

-:باشه...اوه..

متوجه پله ی بعدی نشدم و خوردم به کمر پسره

سریع کشیدم عقب

ایستاد سر جاش

همونطور که پشتش بهم بود سرشو چرخوند

چنان چشاشو ریز کرد و با سردی بهم زل زد

که بدنم مور مور شد

بعد هم بدون گفتن کلمه ای از کلاس خارج شد

پوووف

چه خبره چرا امروز اینقدر این پسر جلو راهم سبز میشه

بلا فاصله بعدش اومدم بیرون

یهو غیبش زد بین جمعیت

-:بوائی؟

رز:چی شد....بریم...

-:بریم...

رز:شنیدی مدرسه خوابگاه داره..

-:آره...ولی براچیمونه...خونه خودم پ چی...

رز:ما اسمامونو نوشتیم..

-:خــــــــیلی بــــــــدین...

رز:عزیزم..نمیشه که مزاحم تو باشیم..

-:ما دوستیم...4تاخواهر...این حرفا چیه..

رز:حالا بیخیال...اینطوری راحت تریم...

-:باش براتون دارم...

با اخم رفتم تو کافی شاپ دانشگاه

زیبا و تارا هم اونجا بودیم

دور هم نشستیم

 

 

 




طبقه بندی: Lover's Vampire، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 تیر 1394 توسط Ran Seop | نظرات()
Moises
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 05:17 ق.ظ
This is the perfect web site for anyone who wants to find out about this topic.
You know a whole lot its almost hard to argue with you (not that I really will need to?HaHa).

You certainly put a new spin on a topic which has been discussed for a long time.
Excellent stuff, just wonderful!
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 08:29 ق.ظ
Thanks for finally writing about >☆سرزمیـن رمـان
کـره اے☆ - Vampire Lover's/EP 3 <Loved it!
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 02:57 ب.ظ
Howdy terrific website! Does running a blog like
this take a massive amount work? I've virtually no knowledge of programming but I was hoping to start my
own blog soon. Anyway, if you have any ideas or tips for
new blog owners please share. I know this is off subject nevertheless
I simply had to ask. Thanks!
zeinab v
یکشنبه 7 تیر 1394 08:29 ب.ظ
خییییییییییییلی گشنگ بود...مرسی
ادومه
پاسخ Ran Seop : خـــــــــــــواهش
ana
یکشنبه 7 تیر 1394 07:26 ب.ظ
وای خیلی خوب بود . بی صبرانه منتظر پست بعدی ام....
پاسخ Ran Seop : مــرسی امشب میزارم هر شب یه دو پارت میزارم
kamandwoo
یکشنبه 7 تیر 1394 06:19 ب.ظ
عالییی اما کم بود....
ولی خوشمان
پاسخ Ran Seop : بیانه
Ziba
یکشنبه 7 تیر 1394 03:11 ب.ظ
کمال هم نشیتن در تو اثر کرده هااااا
مث تارا شدی قسمت های کوتاه
قسمت بعدیییی
پاسخ Ran Seop : خب وقت ندارم پا بقیه کارامم
ana
یکشنبه 7 تیر 1394 10:08 ق.ظ
سلام خخخخخخخلییییییی باحال بووود.مرسی
پاسخ Ran Seop : سلام
مرسی
کورای
یکشنبه 7 تیر 1394 10:06 ق.ظ
وبلاگت خیلی خوشگل و پرمحتوا بود خیلی خوشم اومد ازش به وبلاگ من هم سر بزن راهکارهای جدیدی دارم برای افزایش بازدید دارم آخه بازدیدت خیلی کمه برای این وبلاگ واقعا حیفه به امید دیدار دوست عزیز
پاسخ Ran Seop : باش:|
هانده
یکشنبه 7 تیر 1394 09:33 ق.ظ
سلام
به من سر بزن و با یه عالمه وبلاگ و وبلاگ نویس آشنا شو...امتحان کن
پاسخ Ran Seop : باش :|
sarina
یکشنبه 7 تیر 1394 05:27 ق.ظ
کــــــــــــم بود بیشترررررر
منتظر پارت بعد هستم
پاسخ Ran Seop : باش
sarina
یکشنبه 7 تیر 1394 05:20 ق.ظ
نمیشه منو این وو هون بشینیم با هم اختلات کنیم ؟
پاسخ Ran Seop : نـــــــــع
sarina
یکشنبه 7 تیر 1394 05:18 ق.ظ
خو من میترسم بگو یهو غیبش نزنه ..والا
پاسخ Ran Seop : باش بش میگم
sarina
یکشنبه 7 تیر 1394 05:16 ق.ظ
ای جوونم عزیز دل ساری هم وارد داستان شد
پاسخ Ran Seop : بله
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
درباره وبلاگ
به بهترین وبلاگ رمان كره ای ازJ.F.Lخوش آمدید.....
امیدوارم لحظات خوبی رو دروبلاگ ماسپری كنیدوازسبك رمان هامون نهایت لذت روببرید.
اگردرخواستی داشتیددرپست ثابت اطلاع بدهید....
برای تبادل لینك ابتدامارو باهمین اسم لینك كنیدوبه مااطلاع دهیدتابعدماشمارو لینك كنیم.
باتشكر
J.F.L Fighting












» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
نظر سنجی
» از قلم کدوم نویسنده بیشتر خوشتون میاد!؟









پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :