تبلیغات
وبلاگicon
☆سرزمیـن رمـان کـره اے☆ - Vampire Lover's/EP 5
☆سرزمیـن رمـان کـره اے☆

پــــارتــــ 3


میونگ سو

 

نگا میکنی

من از آدما بدم میاد

بالا اینکه میگه لبخند بزن به روی مشتری باش خوب باش

مشتری هم مشتری های قدیم

آدم خر بم میگه چته

چ کلاسی هم واس خودش میرفت

لباسایی کارمو عوض کردم

دیگه نوبتم تموم شده بود

یه پیراهن آبی و شلوار زانو پاره لی پوشیدم

بی تفاوت از رختکن اومدم بیرون

هنوز داشت میجنبید

ایـــــــــــی بترکی

چقدر میخوره

تو طول روز های عمرم یک بار هم اینطور نمیخوردم

دیگه نگاش نکردم واز اونجا خارج شدم

هوا خیلی سرد بود همه با سوشرت و موشرت کاپشن و بزن دستشکا و...

چ بید بابا هوا به این خوبی

هههه..

این حرفارو دارم میزنم چون یه انسان نیستم...

کاش روزی بودم که میتونستم هر چیو که بخوام بخورم بزرگ بشم حس کنم

ههههه....چقدر حرفم بچه گونس..

دستامو تو جیب شلوارم فرو بردم

هنوز کنار در مغازه بودم

همون لحظه دختره بیرون اومد

تصمیم به حرکت کردم

جلو جلو میرفتم

اونم پشت سرم

به خاطر من که نمیاد لابد راهش این وری

کم کم همقدمم شد

بدون اهمیت راهمو رفتم

یه نگاه سری بهش انداختم

همون لحظه نگام کرد و لبخند ژکوندی زد

منم که دلم پر بود

با اخم گفتم:چــــته؟

یعنی دیدنی بود قیافش

نیاز بود باش سلفی بگیری

ههههه

امان از دست دختر انسانا

 *********************

سونگ جون

 

با کله از کافی شاپ دانشگاه مثل سید الحلفا اومدم بیرون

با دو بـــــــــــــــرو توالت

وعععععععع

ایی خـــــــــدا

این چی بود

برا اینکه جلو دختره ی فالگوش کم نیارم زدم قهوه رو خوردم

یعنی خل تر من نی

اهههه

بدمزس

مزش نمیــــــــــــــــره

زبونمو بیرون اورده بودم و آب میزدم

وع وع وع

سرمو بلند کردم

-:نـــــگا موهام چی شدن

با حرص موهامو درس میکردم

لباسامو صاف کردم

خو مثلا تو این کافی شاب همه چی هست

خو به لیستشون اضافه کنین خون داغ چی میشه

آهههه...گرسنمه

گوشت می خوام...

از توالت خارج میشم

یهو دختره رو اونجا میبینم

تو بگو از خنده روده پر شده

کاری دستم بر نمیومد فقط بغض کنم و چشمامو ببندم

سونگ مادر

عزیز مامانش

آروم باش

پووف

چشمامو آروم باز میکنم

جلو چشم سبز بود از ترس پریدم عقب

-:هو..هوهو...نزدیکم نشو..

-:ویــــــــی خیلی لوس و بامزه ای...

لپامو باد کردم و با اخم نگاش کردم

-:اوخی..نگاش کن..

-:من با ...تـــــــــــوام..

-:اوخی عزیزم یاد داداشم افتادم...دنبال کسی میگردی؟

-:نخـــــــــیر من اینجا درس میخونم

-"...جدی؟؟؟؟بت نمیاد...

-:بله بسکه خوشگلم و قیافم کوچیک میزنه..

-:هههه...بسته خودشیفته...ولی راس میگی..

-:پس چی...

یکدفعه تو اون لحظه ی مغرورانه غرغر شکم به صدا در میاد..

تو عمرم اینقدر خجالت نکشیدم

-:اا....گشنه ای؟؟

-:نه...

-:حالا که کلاس تموم شده اگه دوست داری بیا دنبالم می خوام برم یه چیزی بخورم حسابی گشنمه..

-:برو برو...

صدا غرغر شکمم ادامه داد

یهو از دستم کشیدم

-:بیا بابا.....

 

************

رز

 

خب پس باید اینجا باشه....

برگه رو پایین آوردم نگاه انداختم

یه قصری بود واسه خودش

باغ خالی با درختای خشکیده

راهش یه کوچولو از دانشگاه دور بود ولی مجبورم

ساکمو پشت سرم کشیدم

مرد میان سالی کنار در ایستاده بود

-:خانم کیم...خوش اومدید لطفا از دستتون بدید

-:مرسی..نه خودم میگیرمش زحمتتون میدم

دیدم قیافش لولویی شد

-:بفرمایید

-:من آقای چووانگ هستم

به احترام خم شدم

-:خوشوقتم

آقای چووانگ:بفرمایید

وارد شدم

اصلا انگار تو این خونه لامپ نمیزارن

تاریک بود بسی کم نور

یه زنی کنار پله ها ایستاده بود

چه عجب این خندون

-:سلام خانم چووانگ...

-:سلام..خوش اومدین بفرمایید از این ور که به اتاق آقای نام همراهیتون کنم

نام؟؟حتما همون بیمار

-:آقای سونگ گیو نیومدن..؟

-:نه...ایشون اینجا نمیان...اگه هر مشکلی داشتی بیا پیش من ...

-:آها...کیی اینطور....باشه.....ممنون...

رسیدیم به در بزرگی

درو باز کرد اتاق فوق العاده بزرگ یه تخت هم وسطش

این خونه همش تیره و تاریک بود

ادم احساس پوچی میکنه

آقای نام روی تخت خواب بودن

سرم خون به دستش وصل بود

رنگش شدیدا پریده بود

پوستی شفاف

حتی میشد رگای صورتشو دید

-:وای خدای من..ایشون بیماریشون چیه؟

خانم چووانگ با تشوش نگاهی کرد بعد گفت:بیماری قلبی...

-:چه عواضی این دیگه...

موهاش خیس بودن عرق میکرد لباس سفید شده بودن

دستمو روی پیشونیش گذاشتم

مثل یخ سرد بود

یهو چشماشو باز کرد

از ترس دستمو برداشتم

چشماش یخی بودن

وحشتناک بود

دوباره پلکاشو روی هم گذاشت

خانم چووانگ:حالش خیلی بده...

-:چرا چرا توی بیمارستان بستریش نمیکنن اونجا بهترین امکانات رو داره

با توجه به وسایل و خود خونه نمیومد بد وضع باشن

خانم چووانگ:بی فایدس...امیدی نیست...

-:یعنی....میمیره...؟

خانم چووانگ:دوای آقا از خارج کشور میاد و رسیدنش طول میکشه...

-:ها؟؟....

خانم چووانگ:شما باید کارتون رو انجام بدین...اتاقتون طبقه ی بالا درست در اول..

-:چشم...

خانم چوانگ شمعدونی با شمعی رو روی میز گذاشت...

خانم چوانگ:این هم شمع.....

عجیب بود.....

خانم چووانگ:باید سرمشو عوض کنید..

سرمش تموم شده بود

یادم نمیاد بیماری های قلبی خون کم بیارن

-:بله..

سرم دوم روی میز بود

اولی رو درواردم دومی رو گذاشتم

خانم چووانگ:سرمش تا تموم بشه باید براش جدید بزارید کنار اتاقتون اتاق متنروکه ای هست توی یخچالش بسته های خون..

-:بله...

-:چیزی نمیخوره؟؟؟غذایی؟؟

خانم چووانگ:روزی فقط یه کاسه سوپ..

-:بله......

یه نگاه دیگه ای بش انداختم

اتاق خوب بود

ولی چرا اینقدر عرق میکرد

با دستمالی که اونجا بود عرقشو پاک کردم

از اتاق خارج شدم

پوووووووووووووف

همه جا تاریک بود

شمعو روشن کردم و از پله ها بالارفتم

اولین در

درو باز کردم

یعنی یه چراغ فقط

شمعو خاموش کردم و روی تخت نشستم

پنجره ی اتاق قشنگ رو به بیرون باز بود

فضا رو قشنگ میشد دید

آنتن دهی هم زیر صفر بود که

لپتابمو از کیف بیرون آوردم

عجب..

 




طبقه بندی: Lover's Vampire، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 13 تیر 1394 توسط Ran Seop | نظرات()
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 05:45 ب.ظ
Hi there, I desire to subscribe for this website to obtain hottest updates,
therefore where can i do it please help.
ana
شنبه 13 تیر 1394 04:27 ب.ظ
سلام خیلییییی ممنون.
پاسخ Ran Seop : سلام
خواهش
Ziba Lee
شنبه 13 تیر 1394 02:32 ب.ظ
آخییییی ووهیون بیچارهههه :/
ال هم چه به خودش گرفته ها بیچاره تارا داشت با تلفن حرف میزد
عاقا ولم کنید برم بهش بگم سو تفاهم بوده خخخ
پاسخ Ran Seop : بیفرما بوگو
Ziba Lee
شنبه 13 تیر 1394 02:30 ب.ظ
خون داغ ؟؟ ووووووووییییییییییی
پاسخ Ran Seop :
کسب درامد واقعی
شنبه 13 تیر 1394 12:03 ب.ظ
دوستان کسب درامد واقعی برای شمامنم اول فکر میکردم سرکاریه ولی رفتم میدونید چیه این یک سایته که هر روز تبلیغات گوگل میگره و شما با کلیک بر روی تبلیغاتش پول میگرید خیلی ساده است امتحان کن ضرر نمیبینی روز در نیاری 2000 تا 3000 هزار تومان
لینک اموزش سایت درامد زا
http://p30up.ir/images/mbkhijhvkm8vu6xccm54.jpg

توجه داشته باشید هر چه در این سایت فعالیت کنید کلیک کنید
میتوانید در امد داشته باشید سایت امکانات زیادی داره که میشه درامد خیلی زیادی در ماه داشته باشید یعنی میتوانید هر روز کسب درامد کنید پس منتظر نمانید و ثبت نام کنید
پاسخ Ran Seop : باش لاف:|
مسیح
شنبه 13 تیر 1394 10:28 ق.ظ
سلام مهربون مطالب وبلاگت خیلی دوست داشتم ولی متاسفانه مطالب خوشگلت تو وبلاگ های دیگر هم دیدم لطفا مطالب جدیدتر بگذار خوشحال می شم با هم تبادل لینک داشته باشیم پس به وبلاگ من هم سر بزن
پاسخ Ran Seop : مرسی :|
ایکس واچ
شنبه 13 تیر 1394 09:33 ق.ظ
اگه دوست داری یه حراجی ساعت مچی مردانه و زنانه رو از نزدیک ببینی همین الان بیا...... بدو بدو
پاسخ Ran Seop : نه مرسی :|
kamandwoo
شنبه 13 تیر 1394 04:24 ق.ظ
طفلی ووهیون الهی...
پاسخ Ran Seop :
kamandwoo
شنبه 13 تیر 1394 04:24 ق.ظ
عالیییی بود عزیزم...
پاسخ Ran Seop :
kamandwoo
شنبه 13 تیر 1394 04:23 ق.ظ
این تیکه اولش ال بود آیا؟؟؟...
پاسخ Ran Seop : بلی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
درباره وبلاگ
به بهترین وبلاگ رمان كره ای ازJ.F.Lخوش آمدید.....
امیدوارم لحظات خوبی رو دروبلاگ ماسپری كنیدوازسبك رمان هامون نهایت لذت روببرید.
اگردرخواستی داشتیددرپست ثابت اطلاع بدهید....
برای تبادل لینك ابتدامارو باهمین اسم لینك كنیدوبه مااطلاع دهیدتابعدماشمارو لینك كنیم.
باتشكر
J.F.L Fighting












» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
نظر سنجی
» از قلم کدوم نویسنده بیشتر خوشتون میاد!؟









پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :